پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٦

مهم‌ترين تحولات سياسى جهان
ارکان مائده

  خروج حزب مسلم ليگ از دولت ائتلافى پاكستان
 دولت ائتلافى پاكستان كه كمتر از سه ماه از عمر آن نمى‌گذرد در معرض سقوط قرار گرفت. اختلاف بر سر چگونگى بازگشت قضات بلند پايه دادگاه عالى پاكستان منجر به خروج حزب مسلم ليگ (شاخه نواز) از دولت ائتلافى شد.
 عاصف على زردارى رهبر حزب مردم و نواز شريف رهبر حزب مسلم ليگ (شاخه نواز) مذاكراتى را براى بازگشت قضات بلند پايه دادگاه عالى پاكستان در دبى انجام دادند كه به توافق نرسيدند. نواز شريف از دولت ائتلافى خارج شد و دولت جديد سقوط كرد. اين اولين آزمايشى بود كه دولت ائتلافى با آن روبرو شد و دچار بحران گرديد.
 سال  گذشته پرويز مشرف رئيس جمهور پاكستان و رهبر حزب مسلم ليگ (شاخه قائداعظم) كه به دليل عدم انصراف از پست رياست ارتش، خود را نامزد رياست جمهورى اين كشور معرفى كرد، بحرانى را در پاكستان آغاز كرد. رئيس جمهور پاكستان در كشور به مدت پانزده روز وضعيت فوق العاده اعلام كرد و به دنبال آن قانون اساسى را تعليق و رسانه‌هاى غير دولتى را تعطيل كرد. پرويز مشرف افتخار محمد چودرى، رئيس و هشت تن از ديگر قضات ديوان عالى پاكستان را كه حاضر به اداى سوگند و وفا دارى نسبت به وى نبودند را از كار بركنار كرد. مشرف تحت فشارهاى داخلى و خارجى وضعيت فوق العاده را لغو كرد. در طول اين جريانات بى نظير بوتو رهبر حزب مردمى در راولپندى به قتل رسيد و انتخابات پارلمانى براى مدتى به تعويق افتاد.
 در انتخابات پارلمانى حزب مسلم ليگ به رهبرى پرويز مشرف شكست سختى خورد. حزب مردم و مسلم ليگ شاخه نواز به ترتيب دوم و سوم شدند. اين دو حزب پيروز در پارلمان پاكستان به همراه سه حزب ديگر ملى عوامى - نهضت متحد قومى و جمعيت علماى اسلام دولت ائتلافى را تشكيل دادند. دولت ائتلافى به دليل حضور تعدد احزاب تشكيل دهنده آن - يكدست نبوده و شكننده به نظر مى‌رسيد. اين دولت به عنوان يك نيروى متوازن كننده در برابر قدرت مشرف ظاهر شد. دولتى كه بارها توسط وى يك دولت ميانه رو توصيف شده است، با هدف محدود كردن اختيارات رئيس جمهور و انتقال به حاكميت دموكراسى و پارلمانى تشكيل شده در همين راستا عاصف على زردارى رئيس حزب مردم و نواز شريف رئيس حزب مسلم ليگ شاخه نواز، بازگشت قضات را ظرف سى روز بعد از آغاز بكار دولت ائتلافى را قول دادند. بازگشت اين قضات از جمله وعده‌هاى انتخاباتى دو حزب اصلى مردم و مسلم ليگ شاخه نواز بود. زردارى و نواز شريف مذاكرات شان را براى بازگشت اين قضات بلند پايه در دبى آغاز كردند. اين مذاكرات در حالى انجام شد كه عاصف على زردارى خواستار آن شد كه در قبال بازگرداندن قضات بلند پايه به سمت‌هاى قبلى‌شان، اصلاحاتى در قانون اساسى پاكستان ايجاد شود. وى همچنين خواستار آن شد كه براى بازگشت قضات، سن مشخصى تعيين شود و قدرت آنها محدود گردد. در حالى كه نواز شريف كه در دهه نود ميلادى توانسته است دوبار قدرت را در پاكستان به دست بگيرد، خواهان بازگشت قضات بدون هيچ پيش شرطى شد. وى معتقد است كه بازگشت قضات اخراجى و اصلاحات در قانون اساسى دو برنامه جداگانه‌اى است كه بايد اجرا شود. وى بازگشت قضات را بازگشت دموكراسى به پاكستان مى‌داند. ولى زردارى هدف از اين اصلاحات را جلوگيرى از تكرار موارد سوء استفاده از قدرت توسط رئيس ديوان عالى كشور توصيف كرده‌اند. به نظر مى‌رسيد كه تأكيد رهبر حزب مردم براى انجام اصلاحات در قانون اساسى، قبل از بازگشت قضات به دو دليل بوده است: ١. نگرانى وى از رأى قضات براى لغو حكم قضائى وى. لغو حكم قضائى زردارى همسر بى نظير بوتو ماه گذشته توسط رئيس جمهور پاكستان صادر شد و باعث منع پيگرد قضائى وى شد تا بتواند دوباره به فعاليت‌هاى سياسى باز گردد. عاصف على زردارى براى نخستين بار در سال ١٩٩١ ميلادى به اتهام اخاذى دستگير و بعداً آزاد شد، اما در سال ١٩٩٧ به جرم فساد مالى و قتل، دوباره روانه زندان شد و در سال ٢٠٠٤ آزاد گشت. گفته مى‌شود اتهامات وى و همسرش بى نظير بوتو هيچ گاه در دادگاه ثابت نشده است.
 ٢. فشارهاى امريكا و انگليس دليل اصلى مخالفت زردارى با بازگشت قضات بود كه به طور بالقوه مى‌توانست باعث به خطر افتادن قدرت پرويز مشرف شود. به نظر مى‌رسيد كه بازگرداندن قضات اخراجى به سمت هايشان در واقع نقطه ضعف مشرف به حساب مى‌آيد كه مى‌تواند به حذف وى از قدرت منجر شود. امريكا و انگليس از حاميان پرويز مشرف در مبارزه با تروريست بعد از حادثه ١١ سپتامبر بوده‌اند.
 با خروج حزب مسلم ليگ شاخه نواز از دولت ائتلافى اين حزب در پالمان ايالت پنجاب كه اكثريت قاطعى نداشت براى ادامه قدرت سياسى به حمايت حزب مردم نياز دارد. عاصف على زردارى هم با خروج حزب مسلم ليگ شاخه نواز سعى مى‌كرد تا با احزاب جديدى ائتلاف كند تا بتواند همچنان اكثريت پارلمانى را داشته باشد. اختلافات اين دو حزب گرچه به رقابت‌هاى اين دو در گذشته بر مى‌گردد، ولى تنش جديد بين اين دو حزب مى‌تواند ناشى از نگاه متفاوت آن دو در برخورد با حاكميت باشد. نواز شريف خواهان كناره‌گيرى و حذف مشرف است در حالى كه عاصف على زردارى خواهان تعامل با مشرف و ارتش شايد به نظر اين حزب به گفته اكونوميست زردارى بر اين باور است كه هر گونه مواجهه با پرويز مشرف، ارتش و سيستم قضايى بازى اى به نفع رقباى او خواهد بود. زردارى معتقد است كه مشرف بايد از لحاظ سياسى تضعيف شود و نه يكباره حذف شود.
 اختلافات ميان عاصف على زردارى و نواز شريف بر سر بازگشت قضات باعث شد كه حزب مردم از دولت ائتلافى خارج شود و نُه وزير وابسته به اين حزب از سمت خود استعفا دهند و دولت ائتلافى در معرض خطر سقوط قرار گيرد. اين اقدام نشان از عمق اين بحران داشت. بعضى از تحليگران سياسى معتقدند كه خروج نواز از دولت ائتلافى يك اشتباه از طرف او محسوب شده، ولى يك پيروزى براى پرويز مشرف مى‌باشد. در چنين شرايطى بود كه با تلاش يوسف رضا گيلانى نخست وزير پاكستان تنش ميان دو حزب اصلى اين كشور فروكش كرد و نواز شريف از تصميم خود عقب نشينى كرد. البته صديق فاروق سخنگوى حزب مردم مى‌گويد اين حزب بايد همچنان اقدامات واقعى را در حل اين مسئله يعنى بازگشت قضات به سمت‌هاى قبلى شان انجام دهد، لذا به نظر مى‌رسد هنوز اين حزب از خواسته‌هاى خود كوتاه نيامده است.
 
  درگيرى‌هاى داخلى در لبنان
 تعطيلى شبكه مخابراتى حزب الله و بر كنارى رئيس فرودگاه لبنان از طرف دولت فؤاد سينيوره باعث واكنش نيروهاى مقاومت اسلامى شد و درگيرى‌هايى بين گروه حاكم (١٤ مارس) و معارضان (٨مارس) در بيروت پايتخت اين كشور آغاز گشت. اين درگيرى‌ها با هوشيارى سيد حسن نصرالله پايان يافت. رهبر حزب الله به دليل جلوگيرى از جنگ داخلى و بروز فتنه در اين كشور كنترل بيروت را به ارتش واگذار كرد.
 لبنان از حدود سه سال پيش، يعنى از زمان ترور رفيق حريرى نخست وزير اسبق اين كشور، هر روز شاهد بحرانى تازه بوده است. خروج ٥ وزير شيعه از دولت سينيوره به دليل عدم پايبندى دولت به بعضى از تعهداتش، جنگ سى و سه روزه اسرائيل و حزب الله، ترور ميشل عون و اختلاف جناح حاكم با معارضان بر سر انتخاب رئيس جمهور در اين كشور از بحران‌هايى مى‌باشد كه اين كشور در طول سه سال گذشته با آن روبرو بوده است.
 در حالى كه كشور لبنان شش ماه است كه به دليل اختلاف ميان گروه حاكم و مخالفان رئيس جمهور ندارد و اين مسئله به بحرانى سياسى بدل شده است. با درگيرى‌هاى خيابانى تازه شاهد بحران ديگرى بوده است. در طول شش ماه گذشته هيچ كدام از طرح‌هاى فرانسه، امريكا، و بعضى از كشورهاى عربى براى انتخاب رئيس جمهور در اين كشور مؤثر واقع نشد. سفر »نبيه برى« رئيس پارلمان اين كشور به دمشق بحران سياسى رياست جمهورى را وارد مرحله تازه‌اى كرد. وى در سوريه با طرف‌هاى درگير در اين بن بست سياسى به مذاكره پرداخته و طرحى را به منظور حل اين معضل ارائه كرد. در طرح »برى« اعلام شد در صورت تعهد كتبى گروه حاكم به پايبندى به قانون ١٩٦٠ (اين قانون هر شهرستان را يك دايره انتخاباتى مى‌داند)، جناح مخالف در خواست خود مبنى بر تشكيل كابينه وحدت ملى و يك سوم به اضافه يك اعضاى كابينه چشم پوشى مى‌كند. اين پيشنهاد پيش از اين از طرف »سليمان فرنجيه« رئيس جريان سياسى »المرده« ارائه شده بود. وى گفته بود كه چنانچه گروه حاكم قانون انتخابات سال ١٩٦٠ را بپذيرد »ميشل سليمان« فرمانده ارتش لبنان به عنوان نامزد توافقى ميان دو طرف به سرعت به رياست جمهورى انتخاب مى‌شود. بر اساس پيشنهاد فرنجيه، در مقابل پذيرفتن قانون ياد شده توسط دولت، مخالفان از خواسته تشكيل دولت وحدت ملى دست مى‌كشند و تا انتخابات آينده مجلس به عنوان مخالفان دولت باقى مى‌مانند. در همين راستا مخالفان دولت بر لزوم توافق درباره تركيب كابينه و قانون انتخابات مجلس تأكيد كردند، ولى جريان المستقبل طرح »برى« را رد كرد و اعلام كرد كه اين شيوه هم نمى‌تواند اين بحران را حل كند، لذا لبنان بعد از »اميل لحود« رئيس جمهور اسبق اين كشور همچنان درون رئيس جمهور بوده است.
 در حالى كه هنوز اختلاف درباره قانون انتخاباتى و انتخاب رئيس جمهور ميان دو گروه حاكم و معارض در لبنان ادامه داشت كه اين كشور شاهد درگيرى‌هاى جديدى ميان اين دو گروه شد. اين درگيرى‌هاى خيابانى كه به تغيير موازنه قدرت، تضعيف دولت سينيوره و تحكيم موقعيت حزب الله انجاميد در بيروت شروع شد. دولت فؤاد سينيوره بخشنامه‌هايى براى مخالفت قانونى با شبكه مخابراتى مقاومت اسلامى (حزب الله) و بركنارى »سرتيپ رفيق شقير« از رياست امنيت فرودگاه بيروت كه از نيروهاى مورد اعتماد مقاومت اسلامى است به تصويب رساند. بر اساس اين مصوبه، همه افرادى كه به هر مشكلى در راه اندازى شبكه مخابراتى مستقل حزب الله دست داشته‌اند، تحت عنوان اخلال در دولت و مصالح عمومى كشور مورد پيگرد قانونى قوه قضائيه قرار مى‌گيرند. اين اقدام دولت سينيوره در چارچوب اتخاذ چنين تصميمى در واقع اعلام جنگ عليه مقاومت اسلامى به حمايت امريكا بود. اين اقدام دولت لبنان باعث واكنش نيروهاى حزب الله شد. زيرإ؛  حزب الله يكى از پايه‌هاى اصلى جنبش مقاومت (شبكه مخابراتى) را در لبنان كه به اذعان گزارش وينوگراد، يكى از مهم‌ترين دلايل شكست اسرائيل در جنگ سى و سه روز سال ٢٠٠٦ با لبنان بود، از دست داد. لازم به ذكر است كه اين واكنش حزب الله زمانى صورت گرفت كه لبنان در آستانه يك اعتصاب سراسرى بود و منطقه خودش را براى سفر جرج دبليو بوش رئيس جمهور امريكا آماده مى‌كرد. حزب الله توانست ظرف ٤٨ ساعت تمام بيروت را تحت كنترل خود در آورد، ولى بعداً درگيرى‌ها به طرابلس كشيده شد (جايى كه سنى‌هاى جهادى در آن جا قوى هستند). در همين راستا اجلاسيه قاهره با حضور وزراى خارجه اتحاديه عرب تشكيل جلسه داد و به نتيجه‌اى نرسيد.
 در جريان اين درگيرى‌ها بود كه حزب الله به رياست سيد حسن نصرالله اعلام كرد به حضور نظامى خود در بيروت خاتمه مى‌دهد و كنترل بيروت را به ارتش لبنان واگذار مى‌كند. لازم به ذكر است. ارتش لبنان ساختار فرقه‌اى دارد و بى طرف است. نيروهاى مقاومت اسلامى براى جلوگيرى از هر گونه جنگ داخلى و بروز فتنه در اين كشور مراكز تحت كنترل خود را به ارتش واگذار كرد.
 قدرت نمايى حزب الله در لبنان ضربه بزرگى به آرزوهاى امريكا براى ثبات در منطقه وارد كرد، خصوصاً زمانى كه جرج دبليو بوش رئيس جمهور ايالات متحده امريكا مى‌خواست وارد منطقه شود. جرج بوش، گروه حزب الله را يك گروه تروريستى مى‌داند كه از حمايت ايران و سوريه برخوردار است وى تلاش‌هاى اين گروه برخوردار از حمايت ايران و سوريه را عامل تضعيف كننده حاكميت ملى لبنان مى‌داند.
 درگيرى‌هاى خيابانى بين دو گروه حاكم و معارضان با درايت سيد حسن نصر الله تبديل به جنگى داخلى نشد. به نظر مى‌رسد اگر جنگ داخلى در اين كشور آغاز مى‌گشت، گروه حاكم و امريكا مى‌توانستند به اهداف خود برسند، گروه حاكم كه در طول سه سال گذشته نتوانسته است انتقام رفيق حريرى نخست وزير اسبق اين كشور را بگيرد، مجبور بود در اين مرحله لبنان را وارد درگيرى‌هاى خيابانى كند، چنانكه اين درگيرى‌ها تبديل به جنگ داخلى مى‌شد، بلافاصله اسرائيل هم از طرف جنوب به حزب الله حمله مى‌كرد، امرى كه با هوشيارى ارتش لبنان و حزب الله به مرحله اجراء در نيامد. لازم به ذكر است كه لبنان در سالهاى ١٩٩٠ - ١٩٧٥ شاهد جنگ داخلى بوده است. جنگى كه به لحاظ ماهيتى با جنگى كه اگر در لبنان شروع مى‌شد، متفاوت بود. در درگيرى‌هاى خيابانى جديد سنى‌ها و مسيحيان در كنار نيروهاى مقاومت اسلامى قرار گرفتند. آنان مخالف دولت فؤاد سينيوره و متحد حزب الله بودند، در صورتى كه در جنگ‌هاى داخلى گذشته اين طرفدارى از حزب الله وجود نداشت. مى‌توان گفت كه اين مسئله تحولى است كه در لبنان به وقوع پيوسته است. در اين درگيرى‌ها كه دولت فؤاد سينيوره به دليل عدم قدرت كافى از خود انعطاف نشان داد و در برابر مقاومت اسلامى عقب نشينى كرد به دو دليل مورد انتقاد قرار گرفته است: ١. تحريك حزب الله به دليل تعطيلى شبكه مخابراتى و بركنارى رئيس فرودگاه بيروت ٢. عقب نشينى از مواضعش.
 تحولات اخير لبنان گرچه به جنگ داخلى منجر نشد و با درايت حزب الله پايان يافت، ولى مشكل انتخاب رئيس جمهور در اين كشور كه از شش ماه پيش شروع شده است، هنوز ادامه دارد. در پى رايزنى‌هاى ديپلماتيك اعزامى كشورهاى عربى در بيروت، گروه‌هاى درگير در لبنان موافقت كردند، اختلافات خود را براى تشكيل دولت وحدت ملى در كنفرانس دوحه در قطر حل و فصل نمايند.
 حزب الله زمانى حاضر شد در كنفرانس دوحه شركت نمايد كه دولت سينيوره تصميم‌هاى قبلى خود را كه با هدف محدود كردن قدرت حزب الله اتخاذ شده بود، لغو كرد و در مقابل نيروهاى اپوزيسيون نيز موافقت كردند تا به تظاهرات‌هاى خيابانى خود در بيروت خاتمه دهند. در نشست دوحه ١٤ سياستمدار لبنانى از گرايش‌هاى مختلف قومى و سياسى اين كشور شركت داشتند تا در مورد طرح قطر به منظور انتخاب رئيس جمهور، تشكيل دولت وحدت ملى و قانون جديد براى انتخابات پارلمانى به توافق برسند. بالاخره بعد از چند روز مذاكره در هتل شرايتون دوحه گروه‌هاى لبنانى بر سر طرح قطر به توافق رسيدند. در اين توافق قرار شد همزمان با انتخاب ميشل سليمان، دولت وحدت ملى بإ؛  مشاركت شانزده وزير از سوى گروه حاكم، يازده وزير از طرح مخالفان و ٣ وزير توسط رئيس جمهور تشكيل شود. بر اساس توافق حاصل شده قانون سال ٢٠٠٠ ميلادى به قانون سال ١٩٦٠ تغيير داده شده، بيروت به سه حوزه انتخابى تقسيم خواهد شد، و تمام گروه‌ها متعهد به عدم به كارگيرى سلاح در درگيرى‌هاى داخلى لبنان شدند. به موجب اين توافقنامه سلاح فقط بايد در اختيار نيروهاى امنيتى باشد. لازم به ذكر است در اين نشست هيچ سخنى از سلاح حزب الله به ميان نيامد. لازم به ذكر است حزب الله تنها گروهى در لبنان مى‌باشد كه اجازه دارد سلاح در اختيار داشته باشد. به دليل درگيرى ارتش اسرائيل در جنوب لبنان، اين گروه نيروهاى نظامى و مسلح خود را حفظ كرده است. حزب الله معتقد است اقداماتى را در كشور لبنان انجام داده كه دولت سينيوره انجام نداده است، مثلا بخش‌هايى از سرزمين‌هاى لبنان توسط اين گروه آزاد شده است.
 توافق به دست آمده از سوى قطر و اتحاديه عرب در دوحه بر سر انتخاب رئيس جمهور، تركيب دولت وحدت ملى و اصلاحات در قانون يك پيروزى براى مردم لبنان و حزب الله تلقى مى‌شود. به اين دليل كه اين كشور در آستانه يك جنگ داخلى قرار گرفته اين توافق كه به گفته عمرو موسى رئيس اتحاديه عرب برنده و بازنده نداشت از لحاظ سياسى براى حزب الله يك دستاورد سياسى مهمى به شمار مى‌آيد. برخى از تحليل گران سياسى معتقدند كه - عليرغم نرسيدن غرب به خواسته‌هايش - اين توافق براى هر دو طرف گامى مهم محسوب مى‌شود و برخى ديگر توافق به دست آمده را تا حدى پيروزى براى حزب الله و برخى شكست براى عرب مى‌دانند.
 
  سفر رئيس‌جمهور چين به ژاپن براى حل و فصل اختلافات
 »هوجين تائو« رئيس جمهور چين براى حل اختلاف ميان چين و ژاپن وارد توكيو شد. تا يخ‌هاى موجود در روابط اين دو كشور ذوب شود. اين ديدار كه از آن به عنوان »بهار گرم و دوستى« ياد شده است با تقديم دو پانداى نر و ماده از طرف رئيس جمهور چين به باغ وحش توكيو آغاز شد. رهبر چين با اهداى اين پانداها در تلاش است كه روابط چين را با ديگر كشورهاى جهان بهبود ببخشد.
 روابط ميان دو كشور چين و ژاپن به دليل مناقشه بر سر تجاوزات گذشته ژاپن به خاك چين به شدت دچار سردى شده بود. در سال ١٩٩٨ ميلادى با سفر »جيانگ زمين« رئيس جمهور پيشين چين به توكيو، روابط دو كشور رو به بهبودى رفت. وى در سخنرانى خود خواستار پوزش رسمى و مكتوب از سوى مقامات ژاپن به دليل جنايات جنگى صورت گرفته توسط سربازان ژاپن شد. اما سخنرانى‌هاى تهديدآميز وى در اين خصوص باعث شد كه عذر خواهى »جيانگ زمين« هيچ گاه جامه عمل نپوشد. اين ديدار با واكنش منفى بسيارى روبرو شد. به همين دليل اين بار مقامات وزارت خارجه ژاپن اعلام كردند در اين ديدار بر خلاف ده سال پيش »تاريخ« هيچ نقش تعيين كننده‌اى در آن نداشته و آينده روابط مورد نظر بوده است.
 روابط دو جانبه پكن و توكيو در دوره »جونيچيرو كويزومى« نخست وزير ژاپن در سالهاى (٢٠٠٦ - ٢٠٠١) سير نزولى پيدا كرد و تماس‌هاى سطح بالاى ديپلماتيك پس از ديدارهاى مكرر كويزومى نخست وزير، از معبد »ياسوكونى« در توكيو به حالت تعليق در آمد. اين اقدام كويزومى در واقع تجليل از جنايتكاران جنگى ژاپنى بود. با نخست وزيرى »شينزو آبه« به جانشينى كويزومى روابط پكن - توكيو روبه بهبودى رفت. مقامات چينى از اين اقدام نخست وزير ژاپن خرسند شدند و با نخست وزيرى »ياسو فوكودا« خوشحالى چينى‌ها دو چندان شد.
 با نخست وزيرى »شينزو آبه« به جاى كويزومى روابط دو كشور رو به بهبود رفت. وى آغاز كننده روابط چين و ژاپن از سال ٢٠٠٦ بود. او ديدارش از پكن را سفرى به منظور بازكردن يخ‌هاى حاكم بر روابط دو كشور خواند. با صدارت »ياسو فوكودا« به جاى »آبه« وى در طول مدت نخست وزيرى‌اش از معبد ياسوكونى ديدار نكرد. فوكودا بارها از همشهريانش خواست كه در قبول اشتباهات تاريخى گذشته نسبت به اين واقعه تاريخى از خود فروتنى نشان دهند و با وعده‌هايى در خصوص اختلافات به وجود آمده سعى كرد روابط اين دو غول آسيايى را بهبود بخشد. نخست وزير ژاپن از حاميان قديمى آشتى توكيو با پكن است. پدر وى »تاكئو فوكودا« از امضا كنندگان قرار دادهاى تاريخى »صلح توكيو« با پكن از سال ١٩٧٨ ميلادى بوده است.
 ديدار اخير رئيس جمهور چين از توكيو در ٦ماه مى(١٧ ارديبهشت) كه به منظور حل اختلافات بين دو كشور صورت گرفت چندان ارزيابى نشده است. مهم‌ترين اين اختلافات بر سر منابع نفت و گاز موجود در زير درياى چين شرقى است و هر دو كشور مدعى حاكميت بر اين منطقه هستند و عليرغم چندين دور مذاكره براى تفاهم در سرمايه گذارى مشترك در اين زمينه هنوز هم به نتيجه‌اى نرسيده‌اند. اختلافات برسر مواد غذايى مسمومى كه از كشور چين به ژاپن وارد شد، هنوز حل نشده باقى مانده است. ژاپن مدعى است كه اين مواد غذايى به هنگام توليد در كشور چين مسموم شده است، اما پكن ادعا مى‌كند كه اين مواد غذايى در خاك ژاپن مسموم شده است. بعد از اين قضيه واردات مواد غذايى از چين به ژاپن به شدت كاهش يافته است. لازم به ذكر است باوجود اختلافات گسترده‌اى كه اين دو كشور با يكديگر دارند، ولى داراى مناسبات اقتصادى گسترده‌اى با يكديگر هستند. شركت‌هاى تجارى ژاپن حضورى فعال در چين دارند و از تقاضاى بالايى كه در اثر رشد اقتصادى چين ايجاد شده است سود مى‌برند. به نوشته اكونوميست، چين تشنه دانش ژاپن است و ژاپن در اين فكر است كه مى‌تواند كمك شايان توجهى در خصوص تكنولوژى زيست محيطى در اختيار اين كشور قرار دهد. اما به نوشته اينترنشنال هرالد تريبيون و AEI ژاپن خود را در يك دو راهى مى‌بيند. همچون هر ملت ديگر در دنيا - از جمله ايالات متحده امريكا - آنها نمى‌دانند كه با اين غول چينى چه كنند. از يك سو نزديك به ٢٠ درصد از صادرات ژاپن مستقيماً به چين مى‌رود و چين بزرگترين صادر كننده ژاپن است و از سوى ديگر ژاپنى‌ها با نگرانى شاهد افزايش دو برابرى ساليانه در بودجه‌هاى نظامى چين هستند... كه امنيت ملى ژاپن را تهديد مى‌كند. (كارگزاران ٨٧/٢/٢٧)
 ديدار اخير هوجين تائو كه با اهداى دو پانداى نر و ماده خواهان گسترش و بهبود روابط پكن و توكيو است، چندان مثبت ارزيابى نشده است. وى كه از مدت‌ها پيش »ديپلماسى پاندا« را اتخاذ كرده است به گفته محافل دولتى ژاپن هوجين تائو به توكيو هيچ دستاورد عملى براى حل و فصل بزرگترين اختلافات ميان دو كشور نداشته و تنها از نظر نمادين، نشانه‌هايى از اعتماد دو جانبه و بهبود روابط ميان پكن و توكيو ديده شده است، لذا مى‌توان ادعا كرد كه با ديدار اخير رئيس جمهور چين از توكيو اختلافات ميان اين دو كشور هنوز حل نشده باقى مانده و دو رهبر قبول كردند به منظور حل اختلافات نشست‌هاى مرتبى را برگزار كنند. نتايج اين ديدار را بايد در نشست‌هاى بعدى سران اين دو كشور جستجو كرد.